|
در
آثارطراحانی چون«زیگفرید ادرمات» ، «رزماری تیسی» و «ولفانگ
واینگارت» ظاهر شد که آن را «موج نو» نام نهادند و توجه بسیاری از
طراحان جوان را به خود جلب کرد .این موج نو وحرکت جدید در گرافیک بین المللی
چنان قوت گرفت و مخاطبان خاص و عام خود را پیدا کرد که به عنوان شاخه مستقل پر
قدرتی در عرصه گرافیک تثبیت شد .طراحانی چون «آلن فلیچر» با استفاده از
نهایت ساده سازی فرم ها و سطوح و بکارگیری کلمات بصورت دست نوشته و حروف تایپی
و یاهنرمندی چون «آلن کیچینگ» با استفاده از حروف « سیاه کاپیتال »
بصورت رنگین در زمینه های سفید وبا نگاهی دادائیستی و یا «گونتر رمبو»
با ایجاد فضاهایی کاملا منظم و هندسی بواسطه تایپوگرافی به حدی که فرم هایی
تصویری را تداعی کند موجب استمرارو ماندگاری این حرکت جدید شدند.
اما اوج این نوع نگاه و سبک و سیاق را می توان در آثار طراحان معاصر این عرصه
دنبال کرد آثار طراحانی چون «نویل برودی» ، «دیوید کارسن» ،
«پی – اسکات ماکلا» و «دیوید الیس » طراحانی که بواسطه تکنولوژی
جدید یعنی کامپیوتر آثار خود را خلق می کنند و بر خلاف آثار قبلی که در نهایت
سادگی پدید می آمد ، با پیچیدگی و زیبایی شناسی حیرت انگیز امروز ارائه می شود
. در این دسته از آثار اگر چه تایپوگرافی و حروف و کلمات حرف اول را می زنند ،
اما رفته رفته عناصر بصری دیگری غیر از حروف در آنها هویدا می شوند .
|
|
سابقه استفاده ازحروف ونوشتاربه مثابه یک عنصرمستقل تصویری درطراحی گرافیک به
چند دهه قبل بازمی گردد .
پیش از آن کلمات و نوشتار به عنوان یک جزء و عنصری مکمل در کنار تصویر قرار می
گرفت . این نوع نگاه جدی به حروف و تایپوگرافی در طراحی گرافیک تقریباً اولین
بار در آثار طراح فرانسوی «روبرماسن» در دهه 60میلادی ظاهر و موجب شد تا
عرصه مستقل و گسترده ای به عنوان طراحی با حروف در حوزه گرافیک ایجاد شود.
کتاب «حروف و تصویر» که ویژگی های تصویری الفبا را در دوره های مختلف بررسی می
کند ، حاصل پژوهش او در زمینه شکل گیری حروف بود . البته ارائه آثار او محدود
به نشریات می شد . پس از او «ولفانگ واینگارت» طراحی بود که اساس نگاه
خود را در زمینه گرافیک بر روی تایپو گرافی متمرکز کرد . او نظم مطلق و پالودگی
حروف و شکل بکارگیری رایج را در دوره خود مورد سوال قرار داد و با برهم ریختن
قوائد متعارف آن روز و ابداعاتش به نوعی از جلوه های بصری حروف دست یافت . با
شروع این حرکت در تایپو گرافی طراحان زیادی بخشی از آثار خود را با نگاه به این
موج جدید خلق کردند ؛ به عنوان نمونه می توان به پوستر کنسرت اثر « آرمین
هافمن» در سال 1969 و آثار«استف گیسبولر» اشاره کرد .
اما عمده ترین آثاردراین زمینه که به شیوه ای غیرمنتظره و نا متعارف با
بکارگیری تجربه های تازه تر وخلق آثاربرجسته ای از جلوه های بصری حروف ، بزرگ
نمایی بخش از کلمات ، بکارگیری حروف بصورت معکوس ، استفاده از سطوح رنگی یک دست
و وسیع که به جذابیت اثر می افزود ، |